
سلام به همه دوستان اهل قلم و خوانندگان مشتاق رمان! 🤩 امروز میخوام شما را با یکی از آثار ماندگار و پرطرفدار نویسنده محبوب، م. مودب پور، یعنی رمان پریچهر آشنا کنم. این رمان که داستانی عمیق و پرکشش از دل روابط انسانی و گذشتههای پر رمز و راز را روایت میکند، از همان ابتدا شما را به دنیای خود میکشاند. اگر به دنبال رمانی هستید که هم با طنز شیرین شما را بخنداند و هم با حقیقت تلخ اشک به چشمانتان بیاورد، خواندن رمان پریچهر را به هیچ وجه از دست ندهید. این کتاب، داستانی از یک زندگی است که در آن گاهی دیگران سرنوشت را تعیین میکنند.
رمان پریچهر در ژانر عاشقانه-اجتماعی نوشته شده است. این رمان داستان زندگی پسری به نام فرهاد را روایت میکند که پس از هشت سال تحصیل در خارج از کشور به همراه دوست صمیمی و پر شر و شورش، هومن، به ایران بازمیگردد. داستان با ورود این دو دوست به فرودگاه و بازگشت به خانههای پر از خاطراتشان آغاز میشود. رمان پریچهر به زیبایی به بررسی عواقب طلاق و جدایی بر زندگی کودکان میپردازد، آن هم از زاویه دید هومن که تمام سختیهای گذشته را با شوخی و طنز پنهان میکند. نویسنده در این رمان، مشکلات روابط خانوادگی، تنهایی کودکان و تأثیر مادیگرایی بر روابط انسانی را با جزئیاتی عمیق و دردناک به تصویر میکشد.
داستان رمان پریچهر با بازگشت فرهاد و هومن به تهران آغاز میشود. فرهاد پس از هشت سال دوری، به خانه بزرگ و پرخاطره خود در پاسداران بازمیگردد. او که با آغوش گرم مادر و پدری صبور روبرو میشود، غرق در احساسات بازگشت است. در این میان، هومن با شیطنتهای خود لحظات خندهداری را خلق میکند و با طعنههایش به مادرزنهای پولدار، قصد بر هم زدن مراسم خواستگاری را دارد.
در ادامه داستان، هومن به فرهاد از گذشته پردرد خود میگوید. از سختیهای ناشی از طلاق پدر و مادرش، از بیمهریهای نامادریاش که به خاطر پول وادار به ازدواج با پدرش شده بود، و از حس تنهایی که در تمام دوران کودکی او را در بر گرفته بود. در بخش دیگری از داستان، فرهاد و هومن به طور اتفاقی با پیرزنی مرموز و باوقار در شاه عبدالعظیم روبرو میشوند. این پیرزن که
پریچهر نام دارد ، با وجود فقر، عزت نفس بالایی دارد و با حرفهای عمیق خود، تأثیر زیادی بر روی این دو جوان میگذارد. داستان با پیوند عمیقتر بین این شخصیتها پیش میرود و در نهایت، به سرنوشتهای متفاوتی که برای هر کدام رقم میخورد، میرسد.
شخصیتهای رمان پریچهر، هر کدام با گذشته و ویژگیهای خاص خود، به داستان عمق میبخشند:
فرهاد: شخصیت اصلی و راوی داستان. او پسری مهربان، با شخصیت و باثبات است که در کنار هومن، نقش یک حامی و دوست وفادار را ایفا میکند.
هومن: دوست صمیمی فرهاد. او شخصیتی پر شر و شور و شوخ دارد، اما در پشت این ظاهر، گذشتهای تلخ و دردناک را حمل میکند که باعث شده از هرگونه عشق و عاطفه فرار کند.
پریچهر: پیرزنی مرموز و باوقار که با وجود فقر و سختی، عزت نفس بالایی دارد. او با گذشته پر فراز و نشیب خود، تأثیر عمیقی بر فرهاد و هومن میگذارد.
لیلا: دختر فرخنده خانم، کارگر خانه فرهاد، که از کودکی با فرهاد و هومن بزرگ شده و شخصیتی متین و آرام دارد.
سوسن خانم: نامادری هومن. او زنی تحصیلکرده است که به دلیل ترس از آینده و مادیگرایی، با پدر هومن ازدواج کرده و در گذشته با هومن بدرفتاریهایی داشته است.
رمان پریچهر با قلم شیوا و قدرتمند م. مودب پور، اثری ماندگار و تأثیرگذار در ادبیات معاصر ایران است. یکی از نقاط قوت رمان، توانایی نویسنده در به تصویر کشیدن عمیقترین احساسات انسانی است. طنز شیرین و دیالوگهای پر از کنایه هومن، به خوبی تضاد بین ظاهر شاد و باطن غمگین او را نشان میدهد.
رمان پریچهر، به طور هوشمندانهای به مسائل اجتماعی و خانوادگی میپردازد. نویسنده به زیبایی نشان میدهد که چگونه طلاق والدین میتواند روح و روان کودکان را نابود کند. همچنین، به تأثیر مادیگرایی بر روابط انسانی اشاره دارد و نشان میدهد که پول نمیتواند جایگزین عشق و عاطفه باشد. شخصیت پریچهر نیز با وجود حضور کوتاه خود، به نمادی از عزت نفس و مقاومت در برابر سختیها تبدیل میشود و پیامهای عمیقی را به خواننده منتقل میکند.
شخصیتپردازی: شخصیتهای اصلی و فرعی داستان، به خصوص هومن و پریچهر، به خوبی پرداخت شدهاند و هر کدام با لایههای شخصیتی خود، داستان را جذابتر میکنند.
سبک نوشتاری: با وجود موضوعات جدی و عمیق، رمان با نثری روان و گاهی طنزآمیز نوشته شده است که باعث میشود خواننده خسته نشود.
نویسنده: م. مودب پور یکی از شناختهشدهترین نویسندگان رمانهای عامهپسند در ایران است.
پیام رمان: این رمان به خواننده یادآوری میکند که گذشته، هر چقدر هم که سخت باشد، میتواند پلی برای آیندهای بهتر باشد، به شرطی که با آن روبرو شد و از آن درس گرفت. همچنین، تأکید بر این دارد که ارزشهای معنوی، از جمله عشق و خانواده، از هر ثروت مادی ارزشمندترند.
تضاد در شخصیت: رمان به زیبایی تضاد بین ظاهر شاد و پرشور هومن و باطن غمگین و زخمخورده او را نشان میدهد. این تضاد، باعث همذاتپنداری بیشتر خواننده با این شخصیت میشود.