
رمان گندم در ژانر عاشقانه اجتماعی نوشته شده و داستان زندگی یک پسر جوان را روایت میکند که با خانواده بزرگش در یک باغ بسیار بزرگ و قدیمی در تهران زندگی میکنند. این باغ حدود بیست هزار متر مربع وسعت دارد و در هر گوشه آن، خانههای عمو و عمههای او قرار گرفته است. در مرکز این باغ نیز خانهی بزرگ پدربزرگ اخمو اما مهربان و دوستداشتنی، یعنی آقا بزرگ قرار دارد که همه از او حساب میبرند.
داستان رمان گندم با توصیف فضای آرام و سرسبز این باغ آغاز میشود. در این میان، تنها دو نفر هستند که با آقا بزرگ هم نظرند و دلشان میخواهد این باغ به همین صورت قدیمی باقی بماند: راوی داستان و پسرعمویش، کامیار. اما بقیه اعضای خانواده، به ویژه عمهها و شوهر عمه ها، اصرار دارند که باغ تقسیم شده و به جای آن برج و ساختمان ساخته شود. این رمان به زیبایی تضاد بین سنت و مدرنیته را در دل یک خانواده ایرانی به تصویر میکشد.
داستان رمان گندم با روایت راوی از یک صبح دلانگیز و تعطیل در اتاقش آغاز میشود. او از خواب بیدار میشود و به جیک جیک گنجشکها و درختان باغ نگاه میکند. در ادامه، با توصیف دقیق باغ و خانههای قدیمی، خواننده با فضای داستان آشنا میشود. راوی، شخصیت اصلی داستان رمان گندم، با جزئیات کامل، پدربزرگ، عمو، عمهها و پسرعمویش، کامیار را معرفی میکند.
در ادامه داستان، راوی و کامیار با یکدیگر در حال صحبت دربارهی برنامههایشان هستند. کامیار با طنز شیرین و شوخیهایش، فضایی شاد و سرگرمکننده ایجاد میکند. این دو با هم عهد میبندند که با کمک یکدیگر از این باغ بزرگ محافظت کنند و جلوی طرحهای تخریب و ساختوساز را بگیرند. در این میان، شخصیتهای دیگری مانند کتایون و کاملیا (خواهران کامیار) و سالم، دلارام، نصرت و حکمت نیز وارد داستان میشوند که در ادامه مسیر داستان را تغییر میدهند.
شخصیتهای رمان گندم، هر کدام با ویژگیهای خاص خود، به داستان عمق میبخشند:
راوی داستان: یک پسر جوان که شخصیتی آرام و دوستدار طبیعت دارد. او به باغ و خاطرات آن بسیار وابسته است و همراه با کامیار، از آن محافظت میکند.
کامیار: پسرعموی راوی که شخصیتی شوخطبع، پرانرژی و شیطون دارد. او با وجود شوخیهایش، بسیار باهوش و باوفا است و در تمام لحظات داستان، در کنار راوی است.
آقا بزرگ: پدربزرگ خانواده. مردی مسن و باوقار که در عین حال که جدی و اخمو به نظر میرسد، قلبی مهربان دارد و همه از او حساب میبرند.
کتایون و کاملیا: خواهران کامیار که یکی دانشجو و دیگری در کلاس اول دبستان است.
سالم: پسری که به خواستگاری کاملیا میآید و شغلی متفاوت از آنچه خانواده تصور میکنند دارد.
دلارام: دختری که با کامیار رابطهای پیچیده دارد و در یک صحنه احساسی، اعتراف به اشتباه میکند.
با توجه به اینکه تنها بخشهای ابتدایی رمان در اختیار است، نمیتوان به طور کامل به نقد و تحلیل عمق داستان و سیر تحول شخصیتها پرداخت. اما بر اساس همین بخشهای اولیه، میتوان به چند نکته مثبت اشاره کرد:
مرتضی مودب پور در رمان گندم با نثری روان و توصیفات دقیق، خواننده را به سرعت با فضای داستان آشنا میکند. توصیف دقیق باغ، خانههای قدیمی و روابط خانوادگی، باعث میشود خواننده حس کند در این فضا حضور دارد. طنز شیرین و دیالوگهای بامزه بین راوی و کامیار، از دیگر نقاط قوت این رمان است که باعث میشود داستان، با وجود موضوع جدی، فضایی دلنشین و خواندنی داشته باشد.
نکات مهم درباره رمان گندم
نویسنده اثر : مرتضی مودب پور یکی از شناختهشدهترین نویسندگان رمانهای عامهپسند در ایران است که آثارش به دلیل نثر روان و داستانهای اجتماعی و خانوادگی پرطرفدارند.
فضای رمان: فضای رمان گندم به شدت نوستالژیک است و یادآور خانههای قدیمی و باغهای بزرگ است که بخش مهمی از فرهنگ و تاریخ ایران را تشکیل میدهند.
راوی اول شخص: داستان از زبان یک پسر جوان روایت میشود که به خواننده اجازه میدهد به عمق احساسات و افکار او نفوذ کند و از نزدیک با دنیای او آشنا شود.
تضاد سنت و مدرنیته: رمان گندم به خوبی تضاد بین ارزشهای قدیمی (حفظ باغ) و خواستههای مدرن (تقسیم و ساختوساز) را نشان میدهد که این موضوع، به داستان عمق و معنای بیشتری میبخشد.