رمان ذهن خالی داستانی مرموز و جنایی درباره دختری به نام پولک است که پس از یک حادثه، در بیمارستان بیدار میشود و هیچچیز از گذشتهاش به یاد نمیآورد. او بهتدریج متوجه میشود که شاهد یک پرونده قتل بزرگ بوده و نامزدش به اتهام آن قتل در زندان به سر میبرد. اگر پولک حافظهاش را بازنیابد، نامزدش اعدام خواهد شد. در این میان، قاتلان واقعی قصد کشتن او را دارند و فردی به نام فرزام عظیمینیا مسئول محافظت از جانش میشود. این رمان در سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات سخن به چاپ رسیده است.
پولک در بیمارستان چشم باز میکند، اما هیچچیز از گذشتهاش به یاد نمیآورد. او بهتدریج متوجه میشود که شاهد یک پرونده قتل بزرگ بوده و نامزدش به جرم آن قتل بازداشت شده است. اگر پولک نتواند همه چیز را به خاطر بیاورد، نامزدش اعدام خواهد شد. قاتلان واقعی نیز برای ساکت کردن او دست به هر کاری میزنند و در این میان، فرزام عظیمینیا مسئولیت حفاظت از او را بر عهده میگیرد.
پولک در بیمارستان بیدار میشود و با پزشک معالج خود روبرو میشود که از او درباره وضعیتش سؤال میکند. او در تلاش برای صحبت کردن و فهمیدن آنچه بر او گذشته، با خواهرش و سپس یک افسر پلیس روبرو میشود. نگاه سرد و خشک افسر پلیس، احساس عجیبی به او میدهد و او را بیش از پیش گیج و نگران میکند.
این رمان از طریق انتشارات سخن و کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور قابل تهیه است.
هما پور اصفهانی، متولد ۱۲ اسفند ۱۳۶۹ در اصفهان، نویسندگی را از فضای مجازی و سایت نودهشتیا آغاز کرد. پس از استقبال مخاطبان، آثار خود را به چاپ رساند و در ژانرهای عاشقانه، اجتماعی و آرمانگرایانه قلم میزند. او از نویسندگان محبوب نسل جوان به شمار میرود.
سیگار شکلاتی، شکلات تلخ، اوراکل، اسپرسو، تقاص، شام مهتاب، توسکا، سجاده و صلیب (جدال پر تمنا)، استایل، قرار نبود، موهیتو، تروما، مهمان، باران بنفش، افسونگر، روزای بارونی، بید معلق، لنورماند، جلیقه جذب گلوله، مارس (جفت شش)
تمامی شخصیتهای حقیقی و حقوقی و اتفاقات و صحنههای این رمان ساخته ذهن نویسنده هستند و هر گونه تشابهی کاملاً اتفاقی است.